عاشقانه
سلام عسلم
عشقم
امروز می خوام برات بگم چرا من و پدر عاشقتیم
1- چون وقتی هیچ بهانهای برای جلب توجه نداری الکی میگی آبحتی اگر چند دقیقه پیش آب خوردا باشی.
2-وقتی پدر از در میآد میری یه گوشه قایم می شی و بدون صدا می مونی و پدر کلی دنبالت می گرده و از من که سوال می کنه می گم تو رو مورچه خورد بعد یه دفعه می ای بیرون . میگی من اینجا نسشته(نشسته) بودم
3-برای ددر رفتن حاضری هر کاری بکنی به محض اینکه می گیم بریم بیروم میدویی یه جفت دمپایی می پوشی و می گی بیم(بری)
4-موقع خوابیدن اونقدر تکون می خوری و تغغییر موقعیت می دی که عرق می کنی و به نفس نفس می اوفتی و بعد می گی خشه شدم ا(خسته شدم ها)
5-همه کلمات رو تا جایی که بتونی ادا می کنی اما اگر نتونی پشت جمله های قشنگت گم می شن
6-کلی شعر بلدی که البته فقط برای خودت می خونی و ما یواشکی گوش می دیم
مثلا
ها میکنم ها ها هو میکنم هوهو هرکی سر را پش کوه (ها میکنم هاها هو میکنم هو هو هرکی سر رام باشم می برمش پشت کوه)
شعر چشم چشم دو ابرو
عزیزم الان مهمون اومد بقیش بعدا


عاشقانه
